الشيخ أبو الفتوح الرازي
131
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
هر كه از او خزيى ندانند ( 1 ) ، او عدل باشد . و رسول - صلى اللَّه عليه و آله گفت : لا يجوز شهادة خاين و لا خائنة [ 377 - ر ] و لا محدود و لا ذي حقد على اخيه و لا مجرب عليه شهادة زور و لا القانع مع اهل البيت [ يعني ] ( 2 ) الخادم لهم ، گفت : گواهى خاين و حدّ زده و حقود كينور ( 3 ) بر برادر مسلمان ، و نه آن كه او را به گواهى دروغ آزموده باشند ، و نه آن كه در سراى مرد خدمت او كند ، گواهى اينان مقبول نباشد ( 4 ) . شافعى گفت : گواه را ده شرط بايد تا گواهى او مقبول باشد : بايد كه ( 5 ) آزاد بود ( 6 ) و بالغ و مسلمان و عدل ، و عالم باشد به آن گواهى كه دهد ، و به آن گواهى جرّ منفعت خود نكند و نه دفع مضرّت ، و معروف نباشد بكثرة الغلط و ترك المروّة ، و از ميان او و ميان مشهود عليه عصبيّت نباشد ، و گواهى زنان بر انفراد - آن جا كه گفتيم - مقبول باشد بنزديك شافعى در عيوبى ( 7 ) كه بر عورات زنان باشد ، و در استهلال كودك و رضاع و ولادت . و ابو حنيفه نيز در اين مسائل موافقت كرد ، الَّا در رضاع كه در رضاع گواهى زنان بر انفراد روا نداشت . امّا صفت گواهى و آن كه مرد كى شايد كه ( 8 ) گواهى دهد : طاووس روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه گفت : رسول را ( 9 ) عليه السلام - پرسيدند از گواهى ، كه كى دهند و چگونه دهند ؟ گفت : آفتاب مىبينى ( 10 ) ؟ گفتند : بلى . گفت : هر گه كه همچنان دانى كه آفتاب روشن ، گواهى دهيد ( 11 ) و الَّا رها كنى ( 12 ) . عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه گفت : اكرموا الشهود فان الله يستخرج بهم الحقوق و يدفع بهم الظلم ، گواهان را اكرام كنى كه خداى تعالى
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خيرى بدانند . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . اساس : كينور / كينه ور ، مب : كينه ورز . ( 4 ) . همه نسخه بدلها و . ( 8 - 5 ) . همه نسخه بدلها : تا . ( 6 ) . همه نسخه بدلها : باشد . ( 7 ) . دب ، فق ، مب ، مر : عيوب . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفت از رسول . ( 10 ) . تب ، مر : آفتاب را مىبينيد . ( 11 ) . همه نسخه بدلها : بده . ( 12 ) . همه نسخه بدلها : رها كن .